احمد بن محمد حسينى اردكانى
67
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
بدان مأمور بودهاند ، اعلام رايت هدايت برافراشتند و به جهت تسخير مملكت ظاهرى و سلطنت بر قواى منفصلهء حيوانيّه كه به جاى خدم و فروع نفوس قدسيّهاند ، نموده ( كذا ) مجاهده با كفّار و اشرار و فجّار كه لشكر ابليس با تلبيساند ، شعار و دثار جنود كرده ، دمار از ايشان برآورده ، قلع و قمع هر يك از مدن كافره و ظالمه و فاسقه فرمودند ، و از براى اظهار دعوت و اقامت حجّت ، به حسب عدالت و استقامت ، به نور معرفت و هدايت چهرهء اديان و ملل و صفحهء شرايع و نحل را مزيّن و منوّر گردانيدند : لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ( نساء ، 165 ) . و از مجمع انبياء و رسل و محفل هاديان و پيشوايان سبل ، خورشيد سپهر رسالت و كعبهء جهان فتوّت و قطب فلك اجتبى و ارض مقدّسهء باديهء اقتدا و فذلكهء سر جمع حساب انبيا ، محمد مصطفى ، عليه و آله الصّلاة و السّلام من الملك الأعلى ، را برگزيد و ذات مطهّرش را مزيد كرامت قرب و شرف مخصوص گردانيد كه « لي مع اللّه وقت لا يسعني فيه ملك مقرّب و لا نبيّ مرسل » . رقم او بود قسمت جان را * تختهء لوح امر يزدان را انبيا گر چه محتشم بودند * هر يكى صفر آن رقم بودند گر چه پيشاند و بيش از اين چه غم است * هستى صفر بيشى رقم است و مشكات قلب حقيقتش كه به نسيم جاذبه لطف و قداحهء برق تأييد : يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ ( نور ، 35 ) گشته بود ، بعد از مسّ نار نور عقل فعّال نُورٌ عَلى نُورٍ گشته ، ضمير منيرش به وحى ربّانى منبع انوار سبحانى و مخزن اسرار لاهوتى و معدن يواقيت كنوز غيبى ، صدف در رموز لاريبى شد . غيب يزدان نهفته در دل او * آب حيوان سرشته در گل او اوست مفتاح گنج خانهء جود * اوست مصباح آسمان وجود شعلهء تابش محبّت اوست * لوح محفوظ شرع و ملّت اوست عقل كل يك سخن ز دفتر او * نفس كل يك پياده بر در او خاتم نبوّت را به بروز شرع مقدّس او نگين تمكين ارزانى داشت ، و فصّ دين هدى را به شرف خاتم رسالتش پذيراى نقش دوام و رقم خلود گردانيد .